يحيى دولت آبادى
58
حيات يحيى ( فارسى )
ساخته گلستان سعدى را با آن حروف در خارج طبع و بطهران ارمغان آورده با درباريان و غيره صحبت بسيار داشته اما كسى روى قبول بوى نشان نداده است به دو سبب يكى بواسطه كوتاهدستى ملت از معارف جديد و ديگر بواسطه نامساعدتى شاه و درباريانش با اين گونه افكار چنان كه پيش از ملكم آخونداف سابق الذكر رساله اصلاح خط خود را بدربار ناصرى فرستاده است و جواب يأس شنيده بموجب همان منظومه كه اشاره شد خلاصه ملكم از اين راه نيز آزردهخاطر گشته جزوه گلستان مزبور را نزد استاد خط من ميرزا غلامرضا ميفرستد و از نامساعدتى مردم با افكار او شكايت مينمايد استاد معظم بواسطه آن جزوه شرحى از نواقص خط كنونى و محسنات خط ملكمى بيان كرده مكتوبى را كه در جواب مراسله ملكم خان نوشته و آرزو كرده است ترويج آن خط به عهده او مقرر آيد در مجلس مشق ميخواند ولى بآرزوى خود نميرسد . باز از طهران و اوضاع فكريش بنويسم - تدريس حكمت در طبيعى و الهى و رياضى كه در ديگر بلاد ايران تقريبا منسوخ شده در طهران دائر و طلاب برغبت تحصيل مينمايند . معروفترين اساتيدش در اينوقت ميرزا ابو الحسن جلوه ، آقا على حكيم و آقا محمد رضا قمشهء هستند اوضاع مريد و مرادى هم در طهران رواج شايان دارد معروفترين مرشدها استاد غلامرضا شيشهگر و حاج ميرزا حسن اصفهانى صفيعليشاه ميباشند . اگرچه ناصر الدين شاه خود در اين خط سير نميكند ولى ميتوان گفت اين عقيده از يادگارهاى سلطنت پدرش محمد شاه است كه درويشمسلك و مرشدپرست بوده است حتى آنكه حاج ميرزا آقاسى مرشد خود را جبه صدارت مملكت ايران پوشانيده و دامنه اين خيالات كشيده شده است تا اين وقت . ميرزا يوسفخان مستوفى الممالك كه صدراعظم است مريد درويشى است بابا نام كه در ونك يكفرسخى طهران منزل دارد رجال دولت اغلب بىمرشد نيستند و تقريبا مرشددارى هم جزو تجملات شده البته مرشدان هم از جنس باقى مردمند كه خوبوبد هردو را دارند . و ديگر از مطالبى كه در اين شهر امروز اهميت دارد رفتار دور از عادت معمول شيخ هادى نجمآبادى است .